در محضر اهل بیت ۶۱ | خوبی‌های یواشکی

خوبی‌های یواشکی

بهتر است کارهای خوب‌مان را یواشکی انجام بدهیم. هم خدا همهچیز را میداند، هم ما را جَو نمیگیرد، هم آبروی طرف‌مان حفظ میشود.

***

شبی بارانی، امام‌صادق، سلام‌اللّه‌علیه، آهسته قدم در کوچه‌های تاریکِ مدینه گذاشتند. تنها معلّی‌بن‌خنیس، از یارانِ اهل‌بیت، نگران ایشان را دنبال کرد. پیش رفت و سلام کرد. امام او را شناختند. ایشان نان‌ها را در کیسۀ بزرگی که پشت‌شان حمل می‌کردند نهادند. معلّی خواست کیسه را به دوش بگیرد. امام فرمودند: «خیر، لازم نیست، خودم به این کار از تو سزاوارترم.» راه افتادند تا به ظلّۀ بنی‌ساعده رسیدند. آن‌جا فقرایی که خانه‌ای نداشتند زندگی می‌کردند. همه خواب بودند. حضرت شخصاً نان‌ها را زیرِ لباسِ هرکدام‌شان نهادند. معلّی پرسید: «این‌ها که در این دلِ شب نان‌شان دادید، شیعه‌اند و معتقد به امامت؟» امام پاسخ دادند: «معتقد به امامت نیستند، اگر بودند نمک هم می‌آوردم.»[1] حضرت ترجیح دادند این صدقه را پنهانی بدهند:

اَلصَّدَقَةُ وَاللّهِ فِی السِّرِّ أفضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِی العَلانیةِ[2]
به خدا سوگند صدقۀ پنهانی دادن برتر از صدقۀ آشکار است



[1] وسائل، ج۲،ص۴۹

[2]من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۳۸

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی