در محضر اهل بیت ۶۲ | همه‌چیز و هیچ‌چیز

همه‌چیز و هیچ‌چیز

هستند کسانی که همه‌چیز دارند و هیچ‌چیز ندارند! مگر می‌شود؟

***

ابن‌الرومی، شاعر بدگو و مداح دورة عباسی، با همین شیرین‌کاری‌ها و زخم‌زبان‌زدن‌ها به مراتبی رسیده بود. یکی از وزرای عباسی حسابی رفیقش شد؛ رفاقتی از ترس بدزبانی‌های ابن‌الرومی. روزی رسید که در غذایش زهر ریخت. شاعر غذا را خورده‌نخورده شستش خبردار شد. برخاست که برود. وزیر گفت: «کجا؟» گفت: «به همان‌جا که مرا فرستادی.» وزیر خواست بدگویی‌هایش را جبران بکند: «پس سلام مرا به پدر و مادرم برسان!» شاعر این‌جا هم دست از زبان تیزش نکشید: «از راه جهنم نمی‌روم!» کار از کار گذشته بود. معالجه‌ها اثری نبخشید و شمشیر بی‌ادبی‌هایش عاقبت خودش را کشت. همه‌چیز هم داشته باشی، هیچ نداری تا ادب نداشته باشی:

کلُّ شَىْ‏ءٍ یَحتاجُ اِلَى الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ یَحْتاجُ اِلَى الاَدَبِ[1]
هر چیزى به عقل نیاز دارد و عقل به ادب نیازمند است.



[1] امیرالمؤمنین، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص248 ، ح5102

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی