ما و رسانه ۱۰۴ | اصغر بلندگو

اصغر بلندگو

خدایی لقب خوبی بود. هر چیزی می‌شنید و از هر چیزی خبر می‌شد، همه‌جا جار می‌زد؛ حالا این خبر خالی‌بندی جدید رفیقش باشد یا جدیدترین بگومگوی خانوادگی. هدفش تنها انتقال اخبار بود، پناه بر خدا اگر ذره‌ای به آن‌ها فکر کرده باشد. باورکردنی نبود. مخ مخاطبش را می‌گذاشت در فرقون و تا جایی که نفس داشت می‌بردش. گاهی خودش هم باورش می‌شد و بعدها به همان راست و دروغ‌ها تکیه می‌کرد.

امروز که به اصغر بلندگو فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی شبیه بعضی رسانه‌ها و البته خیلی از ماها بوده. یکی نبود به این اصغر بگوید: «آخه عزیز من! هر مزخرفی را که نمی‌شه منتشرش کرد. قبل از انتشار، یه سر ناخن فکر کن خب!» راستش را بخواهید، تقصیر امثال ما هم بود که به جای تذکر به اصغر بلندگوها، یا بهش خندیدیم یا از دستش فرار کردیم. این هم نتیجه‌اش!

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی