در محضر قرآن ۱۰۸ | بهشت بی نیازی

بهشت بی­نیازی

چند بار در روز از این و آن چیزی می­خواهیم؟

***

اهالی مدینه پس از هجرت پیامبر به این شهر، لقب انصار گرفته بودند. عده­ای از همین انصار خدمت رسول­ لله (صل‌الله‌علیه‌وآله) رسیدند: «یا رسول­ لله! حاجتی داریم.» فرمودند: «چیست حاجت شما؟» گفتند: «درخواست بزرگی است.» فرمودند: «هر چه هست بگویید.» گفتند: «می­خواهیم بهشت را برای ما ضمانت کنید.»

رسول خدا لحظه‌ای سر به زیر انداختند در حالی که چیزی بر روی زمین می­کشیدند. فرمودند: «ضمانت می­کنم، به شرط اینکه از احدی چیزی نخواهید و درخواست نکنید.» پس از این سخن حضرت، مقید شدند از هیچ­کس چیزی نخواهند. اگر بر اسب بودند و شلاق می­افتاد، خود پیاده می­شدند و برمی­داشتند. بر سر سفره، خود حرکت می­کردند و آب برمی­داشتند؛ حتی اگر دیگری به آب نزدیک­تر بود.[1]

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى[2]
هیچ باربردارنده­ای بار دیگری را برنمی­دارد



[1] فروع کافی، جزء 4، ص 121

[2] فاطر 18

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی