در محضر قرآن ۱۲۰ | پیامبرانه زندگی کن

 پیامبرانه زندگی کن

تا اتفاقی می‌افتد، سریع رگ‌هایمان می‌زند بیرون! همه که دشمن نیستند!

*

با تندی از رسول‌الله (ص) کمک مالی خواست. حضرت به او چیزی دادند. عرب بخشش پیامبر را کم شمرد. با پرخاش کمک بیشتری طلبید. اصحاب به خشم آمدند و خواستند با او درگیر شوند. رسول خدا مانع شدند و او را به خانه بردند. در خانه کمک بیشتری به او کردند. عرب وضع سادۀ زندگی حضرت را دید و خیالاتی که از زندگی شاهانه داشت پرید. راضی شد و تشکر کرد. پیامبر می‌ترسیدند اصحاب به او آسیب بزنند: «همین تشکر را در جمع می‌گویی تا اصحاب هم بدانند راضی شده‌ای؟»

وقتی همین تشکر را در جمع تکرار کرد، حضرت فرمودند: «اگر آزادتان گذاشته بودم، حتماً این اعرابى بدبخت به دست‌تان کشته شده بود و در چه حال بدى کشته شده بود، در حال کفر و بت‌پرستى. ولى مانع دخالت شما شدم و خودم با نرمى و ملایمت او را آرام کردم.»[ کحل البصر، ص 70]

لَو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لأنفَضّوا من حَولِکَ[ آل عمران 159]

اگر درشت‌خوی سنگ‌دل بودی، از پیرامونت پراکنده می‌شدند

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی