یادداشت اول ۱۲۵ | بیا و آدم باش!

بیا و آدم باش!

راهی نداری. بخواهی‌نخواهی، اول و آخرش بَرده‌ای. یا خودت با پای خودت می‌آیی و جلوی درگاه جبروتی خدا خم می‌شوی یا شیطان گاماس‌گاماس قلاده‌اش را به گردنت می‌اندازد و به هر طرف دلش بخواهد، می‌چرخاندت. اولش تقلا می‌کنی ولی کم‌کم رامش می‌شوی. آن‌وقت دیگر پاره کردن قلاده کار هر کسی نیست. پس بیا و دو زار عقل به خرج بده و آدم باش!

شیطان که دست از سر ما بر نمی‌دارد. صبح و شام وسوسه می‌کند و وعده می‌دهد. نفس ما هم ضعیف‌تر از آن است که تاب و تحمل این‌همه وسوسه را داشته باشد. پس راه حل کجاست؟

خدا را شکر، قرآن راه حل را به ما گفته است. «پناه بردن به یک قدرت مطلق»؛ قدرتی که فرای همه وسوسه‌هاست و می‌تواند ما را نجات دهد و آن قدرت «خدا»ست.

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی