حکایت | ابلیس و فرعون

ابلیس و فرعون

گویند ابلیس، زمانی نزد فرعون آمد در حالیکه فرعون خوشه ای انگور در دست داشت و می خورد. ابلیس به او گفت: آیا هیچکس می تواند این خوشه انگور را به مروارید خوش آب و رنگ مبدل سازد؟ فرعون گفت: نه.

ابلیس با جادوگری و سحر، آن خوشه انگور را به دانه های مروارید تبدیل کرد. فرعون تعجب کرد و گفت: آفرین بر تو که استاد و ماهری. ابلیس سیلی ای بر گردن او زد و گفت: مرا با این استادی به بندگی قبول نکردند، تو با این حماقت چگونه ادعای خدایی می‌کنی؟ 

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۱)

  • سید جواد
  • سلام
    ممنون از زحماتتون
    مابقی کارهاتون رو از کجا باید بگیرم واسه مدرسمون
    بیشتر دنبال حکایت و داستان هستم که متاسفانه تا ماه آذر بیشتر در دسترس نیست

    پاسخ:
    سلام
    سایت مدرسه نما از اواخر مهرماه امسال شروع به کار کرده. برای دریافت بسته های قدیمی تر اگر روی پیوند بسته تابلو اعلانات کلیک کنید میتوانید همه بسته ها را ببینید و هر کدام را که میپسندید دریافت نمایید. 
    باتشکر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    کرامت