در محضر اهل‌بیت ۱۳۱ | گدای خوشبخت

 گدای خوشبخت

آدم گدایی هم می‌کند درخواست‌های قلمبه بکند! آن هم از کسی که توانایی‌اش را دارد.

***

مرد در حال مناجات بود. اشک می‌ریخت و می‌گفت: «خدایا! به من ده‌هزار درهم روزی بده!» تا امام مجتبی سلام‌الله‌علیه سخن او را شنیدند، به خانه رفتند و ده‌هزار درهم برایش فرستادند. مرد بسیار خوشحال شد. آن‌قدر سکه‌ها فراوان بود که نتوانست بلندشان کند. از امام خواست کمکی برایش بفرستد. حضرت عبایشان را درآوردند و سکه‌ها را در آن نهادند و دو نفر را مأمور حمل آن‌ها کردند. غلامان رو به ایشان کردند: «دیگر حتی یک درهم هم نداریم.» امام با خوشحالی از این بخشش بزرگوارانه فرمودند:

لَکِنِّی أَرجُو أَن یَکُونَ لِی عِندَ اللَّهِ أَجرٌ عَظِیمٌ[1]
اما من امید پاداشی بزرگ از نزد پروردگار خویش دارم.

اگر نمی‌توانیم مثل ایشان بخشنده باشیم، لااقل گدای خوبی باشیم و تنها از خدا بخواهیم.



[1]  بحارالانوار، ج 43، ص 347

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی