سیره خوبان ۱۴۵ | بوسه بر دار

 بوسه بر دار

میثم تمار، کیفیت شهادت خود را از مولای متقیان، امیرمؤمنان سلام‌الله‌علیه شنیده و خود را برای مرگ سعادتمند آماده می‌کرد. روزی حضرت، دست میثم را گرفته و درخت خرمایی را که میثم بالای آن به دار آویخته شد، به او نشان داد. میثم همواره به کنار آن درخت می‌رفت و در سایه آن به عبادت می‌پرداخت. وقتی عبیداللّه‌بن زیاد را ملاقات کرد، گفت: «امیرمؤمنان به من خبر داده است که انسانی ستمگر و فرومایه و پسر کنیزی بدکاره، عبیداللّه‌بن زیاد مرا دستگیر کرده و به دار می‌آویزد و زبانم را می‌بُرد و من اولین مسلمانی هستم که افسار بر دهانش می‌بندند تا سخن حق نگوید.»

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی