سیره خوبان ۱۸۶ | خوش تیپ برای خدا

خوش­تیپ برای خدا

حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی­مقدمه گفت: «داداش ابراهیم، تیپ و هیکلت خیلی جالب شده. وقتی داشتی توی راه می­آمدی دو تا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می­زدند. شلوار و پیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.»

ابراهیم با شنیدن این حرف­ها یک لحظه جا خورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت.
ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می­پوشید و هیچ­وقت هم ساک ورزشی همراه نمی­آورد و لباس­هایش را داخل کیسه پلاستیکی می­ریخت. هر چند خیلی از بچه­ها می­گفتند: «بابا تو دیگه چه­جور آدمی هستی؟! ما باشگاه می­آییم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و... ، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس­هایی است که می­پوشی؟» ابراهیم هم به حرف‌های آن‌ها اهمیتی نمی­داد و به دوستانش توصیه می­کرد: «اگر ورزش را برای خدا انجام بدهید، عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشید، ضرر خواهید کرد.»

سلام بر ابراهیم

اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در پلاس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی